پروانه های تو ۱
هنوز
پشت پنجره نشسته ام
تابیایی
مثل آن وقت ها
ازدر؛ازپنجره؛ازدیوار
وازلوله ی بخاری حتا !
اماتو
با دست های مهربانی که
سهمی ازماه
برایم هدیه آورده اند
مثل خانم ها درمی زنی
کفش هات رادرمی آوری
به داخل می آیی
وبرای دست های منتظرم
تاهمیشه میهمان می شوی.
وبعد...
هیچ!
توآمده ای
ومن کم عقل
هنوزپشت پنجره نشسته ام
تا بیایی !
پروانه های تو ۲
سیاه بپوشی یا صورتی
توفیری به حال کسی که نصفه نیمه مرده ندارد
خودم را مرده فرض کن
تو را در من هنوز زنده
پروانه های تو ۳
از تو نه شعری می خواهم و
نه نگاهی
گاهی فقط
یک لبخند / یک لبخند
برایم بخند
¤
تماشا می کنم ؟؟؟
یا تماشا می شوم ؟؟
تمامش کن
می خواهم تمام ِ تو شوم
¤
برگ برگ ِ دفتر ِ شعرهایم
تمام شد و ُ
نشد که تمام شود
انتظار ِ من
¤
بنفش بود / نگاهت
ماورای هر آنچه بنفش
سویی که به هر سو
تفاهم را
به زلزله ی چشمانت / ویران ساخت
پروانه های تو ۴
تو فکر کن
اینگونه که آسوده نشسته ام
از عزاداری باد آمده ام
و مویه های بنفشه را با خود به همراه آورده ام
امروز هم
بی خیال تو !
بی خیال تو
سیاهپوش باران شدم
و کلاهم را با باد به خاک سپردم
تا فردا
که آخرین سروده هایم را خیرات باد و باران می کنم
تو با لبخند
کلاهی تازه
کلاه تازه
بر سرم بگذاری
پروانه های تو ۵
رنگ می بازی
وقتی که بی گریز کیش می خوری
لبخند میزنی
من مات می شوم
گیسو باخته در عرصه ی شطرنج
عشق را
با کدامین سنگ محک توانی زد؟
تلاش تو
بردن بازی هاست
بی آنکه من
تنها من،در نظرت باشم.
آسوده باش
از آغاز
بازنده بوده ام.
پروانه های تو ۶
همخوابه ی انتظار شده ام
هم رنگ پنجره ی رو به هیچ
ملافه ،
بوی نا می دهد
بس که بغضم را
شسته ام .
یک کلام بگو :
چشم انتظار بمانم ....؟
پروانه های تو ۷
جای دوری نرفته ام
جای دوری نمی روم
می روم کمی باران را با دلم
یا دلم را با باران
یکی کنم








